دوست عزيزي دو ايراد از مطالب قبلي گرفته اند که قبل از پرداختن به ادامه موضوع طراحي مدار گرمكن شيشه عقب، به شرح ذيل توضيح داده مي شود:
1- استفاده از لغت شابلون چاپ بجاي كليشه چاپ: كليشه در صنعت دارای مفهوم ابزار توليدي و استفاده در توليد انبوه بوده و شابلون دارای بار معنایی كنترلي و كيفي مي باشد. چنانچه دقت شود بيشتر توليدكنندگان از لغت كليشه چاپ بجاي شابلون چاپ استفاده مي كنند.
2- مفهوم
به اهم نرسيدن مدار گرمكن هنگام چاپ، اختلاط نامناسب خميرنقره80% - 50% و
ساير پارامترهاي موثر در عدم قرارگيري مقاومت الكتريكي مدار در محدوده مورد
نظر مي باشد و در صنعت شيشه خودرو اصطلاح بوده و در این جمله مفهوم حد
نصاب ندارد.
اما از دقت نظر و اظهار لطف اين دوست عزيز تشكر مي نمايم.
براي سهولت ارائه مطالب نكات قابل توجه در طراحی مدارهاي گرمكن، در قالب نمونه مثال كاربردي ذیل بررسي ميشود؛ لازم به ذکر است این روش محاسباتی بنده بوده که در سال 89 در شرکت سایا تهیه شده و در هیچ یک از مراجع مشابه آن را ندیده ام و احتمال وجود روش های دیگر نیز وجود دارد:
طراحي مدار گرمكن شيشه عقب يك خودرو با مشخصات ذيل مورد نظر مي باشد:
ظرفيت باتري: 50AH
ظرفيت دينام: 95A
داراي 12 خط
طول کوتاهترین و بلندترین خط: cm 102-108
ضخامت هرخط: 20 ميكرون
عرض هرخط:mm 0.8
براي سهولت
محاسبات، مدار را به مستطيلي به طول متوسط دو قاعده بزرگ مطابق شكل زیر
شبيه سازي نموده و پتانسيل خطوط با توجه به توضيحات قبلي در وسط W/M2 500 و در كناره ها W/M2 165 انتخاب مي گردد.
توان كل مدار(PTOTAL) مجموع توان در ناحيهA (وسط شيشه) و گوشهها ميباشد:
PA = 500 W/M2 ×(0.8 M×0.35 M)=140W
PB1 = PB2 = 165 W/M2 ×(0.125 M×0.35 M)=7.22W
PTOTAL =PA + PB1+ PB2=140+7.22+7.22=154.4~155W
PTOTAL = VT 2 /RT → RT =122 /155=0.93 Ω
حدود مقاومت مدار گرمكن با در نظر گرفتن محدوديتهاي فرآيند توليد معمولاً 10%± مقدار مقاومت معادل و يا Ω 0.1± در نظر گرفته ميشود كه در اين طراحي با توجه به مقاومت محاسباتي RTميتوان دو محدوده Ω 0.8-1 و يا Ω 0.85 -1.05 را پيشنهاد نمود.
با توجه به اينكه
در محاسبات طراحي، عرض و ضخامت خطوط ثابت در نظر گرفته شده و يا در مواردي
ساده سازي شده اند، براي رسيدن به مقاومت معادل مورد نظر در فرآيند چاپ،
با تركيب خمير نقره80%و50% مخلوط كاليبره ميگردد؛ اما براي جلوگيري از سعي
و خطا بودن درصد اختلاط مي توان مقاومت ويژه را به روش ذيل محاسبه نمود:
PA =140W ,VA =11.3v
(مقدار ولتاژ در ناحيه وسط(VA) با ولتمتر خوانده ميشود.)
PA = VA 2 / RA → RA =11.32 /140 =0.91 Ω
با فرض يكسان بودن مقاومت هر12 خط و با توجه به موازي بودن خطوط المنت، براي محاسبه مقاومت يك خط(R) كافي است RAدر تعداد خطوط (n) ضرب شود:
RA=R/n → R= 0.91×12=10.95 Ω
سطح مقطع هر خط (A) برابر است با ضخامت(20 ميكرون) در عرض هرخط (mm 0.8)
A = 20 ×10-6 M × 0.8 ×10-3 M =1.6 ×10-8 M2
L=0.8 M
R= ρ L / A → ρ = R A /L
ρ = R A /L =10.95×1.6 ×10-8/0.8 =21.9×10-8 Ω.M
مقايسه ρ بدست آمده با مقاومت ويژه نقره خالص از جدول1 (1.62×10-8 Ω.M) نشان دهنده تفاوت خلوص نقره مدار گرمكن خودرو نسبت به صنايع الكترونيك و ابزار دقيق ميباشد.
روش دوم در محاسبه پارامترهاي مدار گرمكن
در اين روش با در نظر گرفتن ظرفيت سيستم الكتريكي خودرو، جريان عبوري از مدار گرمكن را با تلرانس A 4-7 %± انتخاب نموده و برمبناي آن پتانسيل خطوط گرمكن و مقاومت معادل مدار محاسبه ميگردد. چنانچه در مثال فوق جريان مدار گرمكنA11 انتخاب شود، با درنظر گرفتن A5%± براي محاسبه توان كل ميتوان نوشت:
I =11 ±%5 A → I1=10.45 A , I2=11.55 A
V = R ×I →
R1=12/10.45=1.14 Ω
R2=12/11.55=1.04 Ω
R=1.04 - 1.14 Ω
P = V 2 /R →
P1 =144/1.04=138W
P2 =144/1.14=126W
توان كل شيشه متوسط دو مقدار بدست آمده(132W) ميباشد كه ساير پارامترها را ميتوان با تكرار مراحل حالت قبل محاسبه نمود.
جمع بندي
دو
پارامتر اصلي در طراحي كاربردي مدار گرمكن شيشه، كاركرد مناسب در شرايط
خواسته شده و عدم قطعي خطوط در زمان استفاده مشتري در بلند مدت ميباشد.
شايد يكي از قديمي ترين سوابق مشكلات جانبي قطعي خطوط گرمكن، گزارش شركت
جنرال موتورز در اواخر دهه 70 ميلادي در خصوص تغييرات فركانس و ايجاد
پارازيت راديو باشدكه آغازي بر ابداع روشها و مواد مختلف براي كنترل
فرآيند توليد و ترميم خطوط گرمكن بود(شركتهاي ايالات متحده در مواد ترميمي
نتايج و كيفيت بهتري دارند). اعمال شوك الكتريكي به مدار براي شناسايي
نقاط سست و بررسي شار حرارتي شيشه به وسيله دوربين فرابنفش يكي از روشهاي
متداول در خطوط توليد ميباشد؛ اين روش عليرغم كنترل مناسب، بدليل هزينه
بالا و كاهش نسبي سرعت فرآيند توليد داراي محدوديتهايي ميباشد، به همين
سبب خودروسازان با ايجاد مسير فرعي و اضافه نمودن دو يا سه خط عمودي در
مدار كه خطوط موازي را قطع مينمايد، قابليت عملكردي مدار را افزايش داده و
مدار را از نظر قطعي خطوط، اصلاح و بهينه مي كنند.